عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 50
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
با اين مقدمه و اين اشاره به بعضى از مباحث فرعى مىتوانيم مهمترين مباحث خود متن نقد النصوص را ( صرف نظر از مقدمهء آن ) زير اين دو عنوان كلى ، يعنى ( 1 ) . مرتبهء تعين ثانى و ( 2 ) . انسان كامل ، خلاصه كنيم . هر كدام از اين دو مبحث نيز دو قسمت دارد . 1 ألف ( فصل 2 مقدمه ) . اسماء الهى ، كه در مرتبهء دوم متعين مىشوند ، بالذات طالب وجود عالماند ( ص 84 ) . به اعتبارى ديگر نفس وجود عالم اقتضاى كثرت نسبى در موجد مىكند ، و براى شناخت اين موضوع لازم است رابطه بين وحدت و كثرت كاملا درك شود ( 7 . فص اسماعيلى ) . خود ايجاد عالم بدون وجود تثليث و سه گانگى در خالق ممكن نيست ( 11 . فص صالحى ) . 1 ب ( فصل 3 ) . اعيان ثابته حقايق أشياء در علم بارى هستند و لازمهء همان كثرت نسبى حقاند . استعدادات جزئى وجودى مخلوقات ، يعنى وجودات و احوال خارجى مخلوقات در اين عالم ، اثر استعدادات كلى غيبى مخلوقات است ، كه در اصل همان اعيان ثابته يا حقايق علمى آنها است . پس وجود و احوال وجوديه اى كه به أشياء مىرسد - يا به عبارت شيخ أكبر فيضها و عطايائى كه از حق بر موجودات افاضه مىشوند - همه نتيجهء حقايق و اعيان ثابتهء همان أشياء است ( 2 . فص شيثى ) . سرّ قضاء و قدر نيز از اينجا معلوم مىشود : اعيان ثابته - يعنى حقايق أشياء - غير مجعولند ، زيرا كه نسبتهاى أزلي در علم حقاند ، و استعدادات أشياء نتيجهء اعيان آنها است . پس هر چيزى كه به موجودى مىرسد اقتضاى عين و ذات همان موجود است . خداوند بر كافر و عاصى به دلخواه خود حكم كفر و معصيت نمىكند ، بلكه اين اقتضاى اعيان آنها است ( « بل باقتضاء أعيانهم و طلبهم بلسان استعداداتهم أن يجعلهم كافرا أو عاصيا » . 213 / 2 - 3 ) . علم حق از معلوم - يعنى عين ثابته - پيروى مىكند ، و حق به هر مخلوق آن چيزى را مىدهد كه آن مخلوق در ذات خود - يعنى در حالت معلوميت خود در علم حق - طالب آن است ( 14 . فص عزيرى ) . سرّ دين و تكليفى و پيروى از آن نيز از اينجا معلوم مىشود : با اينكه انسان مىتواند از امر تكليفى و دستورات دينى سرباز زند ، مجبور است از امر تكويني ، كه مقتضاى همان عين ثانيهء خودش است ، پيروى كند ( 8 . فص يعقوبى ) . 2 ألف ( فصل 7 ) . بحث دربارهء انسان كامل مفصلترين قسمت نقد النصوص است . فص آدمى ( فص اول ) جوانب و ابعاد مختلف او را به تفصيل مطرح مىكند ،